تولد بابای هلیه
دیروز روز تولد بابای هلیه بود البته بابای هلیه تا ساعت 7 بانک بود بعدم یه سری کارداشت که 8/5 اومد خونه عزیز هلیه و دایی جون و علیسانم اونجا بودن تا بیچاره خسته از راه رسید ما همه مون طلب کار ازش کیک تولدت و شام خواستیم اونم دید همه ازش کیک میخوان گفت یا شام یا کیک ما هم گفتیم شام و رفتیم پیتزا خورون البته هلیا خانومی سیب زمینی میل کردن و دختر خوبی شده بود و اصلا اذیت نکرد ازاینجا هم به بابای هلیه و همسر مهربانم تولدشو تبریک میگم خوشبختی من در بودن با توست و روز تولد تو تقدیر خوشبختی من است عزیزم تولدت مبارک دیروز هلیا جونی یه کار با نمک انجام داد و از دلم ن...
نویسنده :
مامان بلا
0:54




